مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

46

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

دوران زندگى و پس از رحلت وى در عمل باطل و بى اثر گردد . رهبران اين حزب ناچار بودند كه بر هدف اصلى و واقعى خود با ابزار و روش‌هاى گوناگون سرپوش بنهند . مانند دستاويز قرار دادن ترس از اختلاف ميان مردم و امثال آن كه اگر با دليل و برهان محك زده شود از خانهء عنكبوت هم سست‌تر است . پس از گذشت روزگارى پرالتهاب معاوية بن ابى سفيان - وارث و امتداد طبيعى رهبرى اين حزب - بر مسند خلافت تكيه زد . او با كمال جرأت و جسارت از هدف واقعى منع و بازدارندگىهاى گستاخانه خود پرده برداشت و در سال عجفاء ( لاغر ) موسوم به « عام الجماعة » با صدور بخشنامه‌اى با صراحت اعلام كرد : « هر كس چيزى در فضايل ابوتراب و اهل بيت او نقل كند ، از پناه حكومت بيرون است » . « 1 » رهبرى حزب سلطه‌گر در ممانعت مردم از سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جرأت و جسارت را به اوج رساند و هنگامى كه آن حضرت قصد داشت در واپسين لحظه‌هاى زندگى وصيتى بنويسد كه مردم را از گمراهى و اختلاف برهاند ، « 2 » جلوگيرى كردند . در جسارت ديگرى كه بالاتر از آن تصور نمىتوان كرد ، حضرت را به هذيان‌گويى متهم ساختند و آشكارا شعار « حَسْبُنا كِتابُ اللَّهِ » ( كتاب خداوند ما را بس است ) را در برابر ايشان علم كردند . به طورى كه حاضران غير حزبى غافلگير و سخت حيرت‌زده شدند و با آن جريان به منازعه و مخالفت برخاستند . اما اعوان و انصار اين حزب در ظاهر بيش‌تر بودند و با كمال قدرت همان سخن عمر را تكرار كردند ! تا آن‌جا كه اجازه ندادند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آخرين وصايايشان را بنويسند ؛ و به تعبير ابن‌عباس ، اين مصيبتى بود كه بالاتر از آن قابل تصور نيست ! خليفهء دوم در گفت و گويى با عبدالله بن عباس اعتراف مىكند كه از نظر او گفتار پيامبر حجيّت ندارد و هيچ عذرى را پذيرفتنى نمىسازد و اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آخرين لحظات تصميم داشت تا على را صريحاً معرفى كند . همچنين خليفهء دوم خود را سخن گوى رسمى قريش و بيان كنندهء احساسات ايشان و نيز نمايندهء آنان در مخالفت با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىدانست همهء اين موارد در آغاز خلافتش و در گفت و گويى با ابن عباس كه سؤال‌هايى

--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 15 . ( 2 ) - اين تعبير است كه خود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء آن وصيت به كار برده است ؛ و اين تعبير در رواياتى كه حافظان‌اهل تسنن درباره مصيبت روز پنج‌شنبه [ روز وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ] نقل كرده‌اند آمده است .